بررسی بازی Ancestors: The Humankind Odyssey

بررسی بازی Ancestors: The Humankind Odyssey

بررسی بازی Ancestors: The Humankind Odyssey

138
[ T y p e h e r e ]
دختر جهنمی
با بغض به غذا خیره شدم.

ستایش با احتیاط همه جای جنگل رو از چشم گذروند.
سر گیجهی بدی پیدا کرد، یک دور چرخید و تصاویر یگانه و لاقیس توی
ذهنش نقش بست.
چشمهاش رو باز کرد و دربرابر نگاههای پر از سوال سیامون گفت: ”اونها
قبلا اینجا بودن”
سیامون: ”میتونی ردشون رو بگیری که کجا رفتن؟”
ستایش همونطور که با احتیاط زمین رو نگاه میکرد گفت: ”نه فقط
جاهایی که قبلا بودن رو تشخیص میدم”
صد متری جلوتررفت و دوباره چشمهاش رو بست این بار تصویر یگانه و
لاقیس توی ذهنش نقش نبست.
ستایش: ”توی این محدوده نبودن خارج شدن”
نگاهش رو روی مرد قوی هیکل چرخوند و گفت: ”بابا تو چیزی پیدا
نکردی؟”
یاسرهمونطور که با احتیاط میبویید گفت: ”حق با ستایشه شیاطین از
خودشون بوی تلخ به جا میذارند اینجا خبری از اون بو نیست از این
محدوده خارج شده”
قبل از این که از محدوده کاملا خارج بشن سیامون گفت: ”صبر کنید
شاید اشخاصی بوده باشن توی این جنگل که بدونن دختر جهنمی کجا
رفته بهتره تحقیق کنیم.”
ستایش پیشنهادش رو تایید کرد.
تصمیم قطعی پیدا کردن شاهد رو گرفتن و امیدوارانه دنبال کسی
میگشتن که ردی از اونها بدونه

 

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *