شایعه: رابرت داونی جونیور ممکن است در فیلم Black Widow بازگردد

شایعه: رابرت داونی جونیور ممکن است در فیلم Black Widow بازگردد

شایعه: رابرت داونی جونیور ممکن است در فیل139
[ T y p e h e r e ]
دختر جهنمی
اونقدر گرسنه بودم که بوی غذا از خود بی خودم کنه هر چند که غذاهای
تیمارستان طعم خوبی نداشت.
حالا توی تهران بودم درست نزدیک حامد اما دستهام بسته شده بود و
نمیتونستم برم پیشش.
به سختی با دستهای زنجیر شده قاشق رو برداشتم و مشغول خوردن
غذا شدم.
در اتاق دوباره باز شد؛ نگاهم به همون پرستاری افتاد که چند دقیقهی
پیش اومده بود داخل.
اهسته و هراسون به سمتم اومد؛ بهم نزدیک شد و به بهانهی دادن
داروهام شربتها و قرصهارو جلوم گذاشت.
نجوا گونه گفت: ”تو تا به حال به چند نفر آسیب زدی من نمیتونم
کمکی بهت کنم”
-”من جن زدم دست خودم نیست خواهش میکنم خواهش میکنم
کمکم کن”
قطرات اشک روی گونم چکید.
رنگ ترحم توی نگاهش معلوم بود؛ اهسته گفت: ”چند تا دکترا به رئیس
بیمارستان پیشنهاد دادن جنگیر بیارند تا مشکلت حل بشه اما اون قبول
نمیکنه راسته که تو خواهرش رو کشتی؟”
سرم رو با گریه به نشونهی منفی تکون دادم.
با دلسوزی گفت: ”خیلی خوب باشه تلاشمو میکنم روزی که رئیس نبود
کسی رو برای خوب کردنت بیارم من یک پرستار سادم امکان داره اگه
رئیس بفهمه اخراجم کنه”
ممنونم” «-
قاشق حاوی شربت آروم بخش رو به سمتم گرفت.
دهنم رو باز کردم تا شربت رو بخورم که احساس سرگیجه بهم دست داد.

م Black Widow بازگردد

 

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *