ماجرای کری‌خوانی سر پاداش در استقلال جدی است؟

دانلود آهنگ محال از شادمهر عقیلی با کیفیت بالا و متن
ماجرای کری‌خوانی سر پاداش در استقلال جدی است؟
ماجرای کری‌خوانی سر پاداش در استقلال جدی است؟
مثنوی معنوي دفتر اول
من حلالش آردم از خونم بريخت من هم ىگفتم حلال او مى گريخت
چون گريزانى ز نال هى خاآيان غم چه ريزى بر دل غمناآيان
اى آه هر صبحى آه از مشرق بتافت همچو چشم هى مشرقت در جوش يافت
چون بهانه دادى اين شيدات را اى بهانه شكر لبهات را
اى جهان آهنه را تو جان نو از تن ب ىجان و دل افغان شنو
شرح گل بگذار از بهر خدا شرح بلبل گو آه شد از گل جدا
از غم و شادى نباشد جوش ما با خيال و وهم نبود هوش ما
حالتى ديگر بود آان نادر است تو مشو منكر آه حق بس قادر اس ت
تو قياس از حالت انسان مكن منزل اندر جور و در احسان مك ن
جور و احسان رنج و شادى حادث است حادثان ميرند و حقشان وارث است
صبح شد اى صبح را پشت و پناه عذر مخدومى حسام الدين بخوا ه
عذر خواه عقل آل و جان تويى جان جان و تابش مرجان توي ى
تافت نور صبح و ما از نور تو در صبوحى با مى منصور تو
داده ى تو چون چنين دارد مرا باده آه بود آاو طرب آرد مرا
باده در جوشش گداى جوش ماست چرخ در گردش گداى هوش ماس ت
باده از ما مست شد نى ما از او قالب از ما هست شد نى ما از او
ما چو زنبوريم و قالبها چو موم خانه خانه آرده قالب را چو مو م
رجوع به حكايت خواجه ى تاجر
بس دراز است اين حديث خواجه گو تا چه شد احوال آن مرد نكو
خواجه اندر آتش و درد و حنين صد پراآنده همى گفت اين چني ن
گه تناقض گاه ناز و گه نياز گاه سوداى حقيقت گه مجاز
مرد غرقه گشته جانى م ىآند دست را در هر گياهى م ىزند
٨٨ TorbatJam.com

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *