لیگ فوتبال عراق تا اطلاع ثانوی تعطیل شد

دانلود آهنگ نامه رسون از ناهید با کیفیت بالا و متن
لیگ فوتبال عراق تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
لیگ فوتبال عراق تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
90
تمام افراد چند قدم رفتن عقب تر، حتی دانیارم جرات هیچ دخالتی نداشت. همه می دونستن اگه اتیشم روشن
بشه دیگه هیچی نمی تونه خاموشم کنه تا زمانی که خودم آروم شم .
علیسان دستش و روی شکمش گذاشت و کمی به سمت بالا خودش رو کشید .
سرچرخوند سمتم از نگاه خیرش به چشم هام مطمئن شدم الان قرمز تر از خون داخل رگ شده وقتی کسی از خط
قرمزم رد بشه وقتی نافرمانی ببینم نمی تونم تحمل کنم، نمی تونم !
علیسان به سختی دستش رو تکیه گاه بدنش روی زمین کردو بلند شد، همون طور که با دستش بهم اشاره می
کرد با پوزخند گفت :
_ خوبه فقط واسه قدرت نمایی بلدی نشون بدی که یه با لِستی! فقط واسه این که به رُخ بکشی از ما بهتری؟ من
نمی تونم زیر سلطه و تو باشم تویی که سنتم از من کمتره .
دندون هام رو روی هم فشار دادم، حرف های تکراری و آزار دهنده جزای کسی که این طوری با من حرف می زنه
یه درس درست حسابیه .
_ انگار دلت می خواد یه چیزای و بهت یادآوری کنم؟
نگاه پر ازحرصی بهم انداخت و سعی کرد درد ناشی از لگدم رو مخفی نگه داره معنی حرفم رو می فهمید این بار
من پوزخندی بهش زدم و ادامه دادم .
_باشه یادآوری می کنم .
قبل این که کاری کنه فاصلمون رو با دوتا قدم بلند پر کردم و با تمام قدرت با کَت بالم چنان کوبیدم بهش که رو
کاشی های روی زمین پرت شد. حس می کردم با کتک زدنش دلم آروم میگیره !
دستی دور دهنش کشید و اخم هاشو درهم شد، رسما بهش پیشنهاد یه جنگ کوچولو دادم، که اگه ببازه
غرورشو باهاش باخته منتظر شدم تا بلند شه، گارد گرفت .
دانیار و بقیه افراد فقط تو سکوت به حرکات ما نگاه می کردند خیلی وقت بود دیگه از این اتفاق ها این جا نمی
افتاد .
به سمتم خیز برداشت و خواست ضربه ای بهم بزنه، سریع خودم رو کشیدم کنارودر عوض، من ضربه دیگه ای به
کمرش زدم .
به سمت عقب خم شد قبل افتادنش طی یک حرکت گلوش رو گرفتم و کوبیدمش به ستون وسط خونه، دوتا
دستش رو قلآب کرد دور دستم و با صدایی که دورگه شده بود لب زد .
_ ولم کن …

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *